او فکر میکرد که حمام جایی برای آرامش است اما سخت در اشتباه بود.
ناگهان در را باز کرد و او را دید که غرق در لذت بود.
تنش به لرزه افتاد از شدت هیجان.
چشمانش التماس میکرد که بیا جلوتر.
دیگر نتوانست مقاومت کند و به او نزدیک شد.
گرمی بدنشان در هم آمیخت و هوس شعله ور شد.
شارلوت در حمام با بدنی داغ منتظر بود. 